قالب وردپرس
hayao miazaki
کمپانی اشباح
۹ اسفند, ۱۳۹۵

انیمیشن ایرانی؛ انیمیشن جهانی

فهرست مقدس انیمیشن ایرانی

اکران انیمیشن بلند سینمایی در ایران، بعد از «تهران ۱۵۰۰» ساخته بهرام عظیمی مورد توجه قرار گرفت و سالهای بعد با اکران «شاهزاده روم» قابلیتهای تکنیکی و استعداد هنری انیمیشن ایرانی بیشتر از گذشته نمایان شد. تهران ۱۵۰۰ در نوروز ۹۲ روی پرده رفت و با فروش حدود دو میلیاردی، موفقیت نسبتاً خوبی در زمان خودش به دست آورد. شاهزاده روم هم در سال ۹۴ بیش از ۴ میلیارد تومان فروخت. حالا اما پس از چند سال یک انیمیشن بلند سینمایی دیگر به نام «فهرست مقدس» اکران شده است. این کار تا زمان نگارش این مطلب و پس از چهار هفته تنها ۱۳۰ میلیون تومان فروش داشته که رقم قابل توجهی برای محصولی که به گفته کارگردان آن، یک میلیارد تومان صرف ساخت آن شده (منبع) به حساب نمی آید.

در این میان اما یکی از گرایشها و علاقمندیهای معمول سازندگان انیمیشن، اکران خارجی فیلمشان است. در خصوص فهرست مقدس هم سازندگان آن پیش از اکران خبرهایی مبنی بر مذاکره با شرکتهایی از قبیل سونی پیکچرز برای اکران جهانی داده بودند. اما پس از اکران، محمد امین همدانی کارگردان فیلم در مصاحبه با رزونامه هفت صبح عنوان کرد که علیرغم انعقاد پیش قراردادی با یکی از تهیه کنندگان سونی پیکچرز، پس از ارائه نسخه های بعدی فیلم، «آنها متوجه پیام فیلم شدند» و خواستار تغییرات اساسی در فیلم بودند که «ما راضی نشدیم».

– سؤال اول: چرا اطلاع یافتن از پیام فیلم باعث شده یک توزیع کننده جهانی خواستار اعمال تغییرات اساسی شود؟

– سؤال دوم: چرا تولیدکننده ایرانی حاضر به اعمال تغییرات اساسی مورد نظر در فیلم نشده؟

برای پاسخگویی به این دو سؤال، باید بدانیم هدف سازنده و هدف توزیع کننده از اکران فیلم چه بوده است.

در مورد توزیع کننده جهانی، خرید یک فیلم به قصد پخش در کشورهای مختلف، اصولاً با هدف سودآوری انجام می شود. لذا جذابیت اثر برای مخاطبان هدف و احتمال موفقیت آن در گیشه مبنای اصلی تصمیم گیری قرار می گیرد. لذا، با دریافت پیام فیلم در نسخه های تکمیل شده احتمالاً به این جمع بندی رسیده اند که چنین پیامی پتانسیل جذب مخاطب در بازارهای هدف آنها را نداشته و منجر به شکست اقتصادی خواهد شد.

اما در طرف تولیدکننده، به نظر می رسد هدف از اکران جهانی، موفقیت اقتصادی نبوده (یا صرفاً این نبوده) چرا که در این صورت، تمکین در مقابل نظر تولیدکننده شاخصی مثل سونی پیکچرز منطقی تر به نظر می رسید. لذا، انتقال پیام اصلی فیلم برای تولیدکننده از درجه اهمیت بالاتری برخوردار بوده است.

فارغ از ارزش پیام اصلی و درستی یا نادرستی پافشاری سازندگان بر آن، نکته ای که از این نمونه می توان دریافت این است که به نظر می رسد برای تحقق آرزوی اکران جهانی انیمیشن ایرانی، معیارهایی فراتر از پیام فیلم اهمیت می یابند. اینکه انیمیشن یک کالای فرهنگی و ابزاری برای صادرات فرهنگ به حساب می آید بر کسی پوشیده نیست اما گام اول برای موفقیت در صادرات یک محصول این است که آن محصول توسط مشتری «خریداری شود».

یک فیلم هر قدر هم حاوی مفاهیم بلند انسانی باشد، اگر توسط مخاطب «دیده نشود» به هیچیک از اهداف فرهنگی خود نرسیده و ضمناً سازندگان را نیز متحمل شکست سرمایه گذاری می کند که بسته به سطح قدرت اقتصادی سازنده، تکرار این شکستها حذف کامل سازنده را از صحنه رقابت به دنبال خواهد داشت. این زنجیره منطقی ناشی از صنعتی شدن فرهنگ است که بازیگران جهانی به آن واقف شده اما بازیگران داخلی کمابیش نسبت به آن غافل هستند. کما اینکه انیمیشن مذکور، در داخل کشور نیز از منظر اقتصادی هنوز نتوانسته به یک موفقیت حداقلی دست یابد.

تولیدکننده محصول فرهنگی باید بداند که در صنعتی به نام صنعت فرهنگی در حال فعالیت است و لذا قاعده بازی، قاعده رقابت و بازار است. از منظر استراتژی رقابت، در بازار سه گروه بازیگر داریم: رهبر، دنباله رو و تکرو.

رهبر، شکل دهنده بازار است و با داشتن منابع سرشار نیروهای خلاق، پول، تجهیزات، شبکه توزیع و از همه مهمتر، برند، قادر به شکل دادن سلیقه ها و علائق مخاطبان است.
دنباله رو تلاش می کند تا در حوزه سلائق شکل یافته توسط رهبر، محصولاتی قابل رقابت با محصولات رهبر تولید کند. باید توجه داشت که اگر رهبر توانسته گوشی هوشمند بدون دکمه را در بازار رواج دهد، دنباله رو هم مجبور است همان گوشی را عرضه کند و در حوزه های دیگری مثل تنوع، رنگ، طراحی، امکانات و یا قیمت با رهبر رقابت کرده و تلاش کند درصدی از سهم بازار آن را تصاحب کند.

در این میان، اگر بازیگر دیگری بخواهد سلائق را تغییر دهد، هر قدر هم خلاق باشد باید همه امکانات مالی، توزیع و برند را نیز در اختیار داشته باشد تا در حوزه ای خاص به رهبر بازار تبدیل شود. در غیر اینصورت یا باید دنباله رو باشد، یا اینکه اساسا به دنبال جنگیدن در زمین اصلی نرود. این بازیگران را می توان «تکرو» نامید چرا که بازارهای کوچک مغفول مانده ای را یافته و تلاش می کنند سهم زیادی از این بازارهای کوچک به دست بیاورند. تکرو باید بداند که در قیاس با بزرگان بازار، سهم بازار چندانی نخواهد داشت اما میتواند با اتخاذ سیاست های درست در انتخاب بازارهای هدف، به سودآوری دست پیدا کند.

به نظر می رسد با توجه به امکانات و استعداد موجود در صنعت انیمیشن ایران، ورود به بازار جهانی انیمیشن یا باید در قالب دنباله رو باشد که احتمالاً مستلزم قبول تغییرات اساسی در «پیام فیلم» است. یا اینکه به صورت تکرو، گوشه های دنجی از بازار (niche market) را کشف نموده و تلاش کنند سهم خود را در آنجا بهبود دهند. استراتژی ای که به نظر می رسد شاهزاده روم از آن استفاده کرد و نسبتاً هم به موفقیت دست یافت.

محمد اسدی
محمد اسدی
مشاور و مدرس کسب و کار

1 دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *